آخرین اخبار

چهارشنبه, 1396/06/01 - 12:22

آخرین اخبار

پربازدیدترین ها

شهدای شهرستان سرخه
-
سالگرد شهدای عملیات کربلای 5 (قسمت دوم )

در اولین قسمت از یادداشت گرامیداشت یاد شهدای کربلای 5  با ذکر اسامی 12 تن از شهدای سرخه در این عملیات   و نام بردن از چهار شهیدی که وصیتنامه ایشان را در اختیار نداشتم  قول دادم که بخشهایی از وصیتنامه 8 شهید دیگر این عملیات را در قسمتهای بعدی تقدیم حضورتان نمایم . در اینجا لازم می دانم از همه دوستانی که  همزمان با انتشار یادداشتهای اینجانب به مناسبت سالگرد شهدا ، در بخش نظرات و یا به صورت خصوصی نسبت به این کار ابراز رضایت نموده و با پیشنهادات خود اینجانب را یاری می نمایند تشکر نمایم . در این قسمت وصیتنامه شهیدان ابوالقاسم سنگسری  ، غلامرضا صفی نژاد ،حسن حسنان و مهدی اشرف  را تقدیم می نمایم . قسمت اول  یادداشت را در اینجا و وصیتنامه 4 شهید دیگر را در قسمت بعد مطالعه فرمائید.

بخشهایی از وصیتنامه شهید ابوالقاسم سنگسری :

 

 

 

توضیح تصویر : تشییع  پیکر مطهر شهید سنگسری و دیگر شهدای عملیات کربلای 5

................  رضايم به رضاى خدا شهيدان خدايى كه چگونه زيستن و چگونه مردن را بمن آموخت خداييكه اين چنين عاشقانش بسوى او مى روند و در راه او ايثار و فداكارى مى مى كنند خداييكه عاشقانش را مى طلبد و آنها را از كارها زشت و هواهاى نفسانى باز مى دارد

پيامى كوتاه  دارم براى ملتم هرچندكه لياقت پيام دادن براى ملت عزيزم ندارم ملت عزيز و گرامى از شما مى خواهم كه امام را هرگز تنها نگذاريد پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا هيچ آسيبى به مملكت  وارد نشود  ............. .

و پيامى دارم به مادر عزيزم ای مادر عزيز و گرامى تو را بجان زهرا قسم مى دهم بايد مرا ببخشيد  چون در طول  عمرم نتوانستم  برايت يك فرزند خوبى باشم  بايد شيرت را حلالم كنى و اى مادرم مى دانم شما چه آرزوهايى نسبت  به من داشتيد كه به ارزوى خود نرسيدى مادرم عروسی اسلحه ام بود و حجله ام سنگرم بود و گلوله هاى سربى شيرينيهايى بود كه بر سرم مى ريخت و ماه عسلم را به كربلا  سفر كردم و اى مادرم از تو مى خواهم  بر سر مزار من برايم گريه نكنى زيرا دشمن از گريه كردن تو خوشحالی مى كند ...................... وپيامى دارم  به برادرانم ، اى برادرانم هرچند من كوچكتر از آنم  كه به شما پيام بدهم از شما مى خواهم كه درسها خودتان را خوب بخوانيد چون امام  مى فرمايد هر كس درس نخواند  حرام است كه در مدرسه  بماند پس شما پيام امام خودتان را لبيك بگوييد و درس خود را  با جديت بخوانيد

بخشهایی از وصیتنامه شهید غلامرضا صفی نژاد:

اى برادران و اى خواهران همه ميدانيد كه دنيا فانى است و انسان بايد يك روز از دنيا برود و به ديار آخرت بشتابد و هيچ كس نميتواند از اين فرار كند و همه مى دانند كه آخرتى وجود دارد پس چرا هر چه زودتر  هجرت  كنيم بطرف او كه در اين دنيا هيچ ارزشى ندارد كه حضرت على مى فرمايد كه در اين دنيا به اندازه پر كاهى ارزش ندارد پس ما بايد در راه خدا جهاد كنيم و بسوى  جبهه روانه شويم تا به فرمان امام ما لبيك بگوييم  وقتى  امام ما مى فرمايد جبهه از واجبات است  ما بايد همه چيز را رها كنيم و بسوى جبهه ها برويم  .................. امام حسين در كربلا با 72  نفر شهيد شد براى زنده نگاه داشتن دين اسلام بود برادر جان  اگر اسلحه خونين برادرى افتاد بايد برادر ديگر آن را بردارد و  نگذارد كه دين اسلام در خطر باشد و اما پدر و مادر مى دانم كه تحمل اين مسئله  براى شما مشكل  است اما صبر داشته باشيد و از شما مى خواهم كه مرا حلال كنيد و برايم دعا كنيد  و اما برادران مسئله جنگ  كه يك امر مهم  است سرلوحه  همه چيز قرار كنيد و مسئله جنگ يادتان نرود و به سوى جبهه ها برويد  و راه شهيدان را ادامه دهيد خدايا ما را بيامرز آمين خدايا تمام  گناهان مار ا بيامرز و اين هديه را از من قبول بفرما آمين در ضمن جنازه ام  را در سرخه دفن كنيد و تمام  برادران مرا حلال كنند والسلام  خورشيد دارد غروب  مى كند  30/9/65

 

بخشهایی از وصیتنامه  شهید حسن حسنان :

خدايا تو را سپاس مى گوييم كه به ما قدرت دادى تااسلام را بشناسيم و آنرا انتخاب كنيم بارالها تو را شكر مى كنيم كه چنين رهبرى بزرگوار و روشنفكر بما عطا كردى كه ما را از تاريكى و ذلت دوران شاهنشاهى نجات داد و ما را به راه راست هدايت فرمود خدايا تو را سپاس مى گوييم كه بما لطف كردى تا به جبهه آييم و در راه تو خدمتى كنيم حال مى خواهيم چند كلمه بعنوان وصيت بنويسم اول وصيتى به پدر و مادر گرامى و بزرگوارم پدرم من براى شما فرزند خوبى نبودم و شما براى من خيلى زحمت كشيديد و مرا به اينجا رسانديد و از شما معذرت مى خواهم كه نتوانستم زحمتهاى شما را جبران كنم از شما مى خواهم كه شما در شهادتم صبر داشته باشيد و سپاس خدا را به جا آور كه توانستى اين امانت را به صاحب اصلى اش بدهی از شما مى خواهم كه بعد از شهادتم كارى نكنيد كه باعث خوشحالى منافقين شود و تا  آخرين لحظه پشتيبان ولايت فقيه باشيد و گوش به فرمان امام از شما طلب عفو مى كنم و اميدوارم كه مرا ببخشيد

و اما اى مادرم  از شما مى خواهم كه شيرى كه به من دادى حلالم كنى و از شما مى خواهم كه اگر شهيد شدم و نيز دومين امانتى كه به دست شما بود آنرا به صاحب اصلى اش داديد ناراحت نباش كه در مقابل  مصيبتها همچون زينب  كبرى استوار باش و صبر داشته باش كه خدا با صابرين است .....................   و شما برادرم از شمامى خواهم كه راه شهدا را ادامه داده و نيز اعمال خود را براى رضاى خدا انجام دهيد و هر قدمى كه بر مى داريد براى رسيدن به خدا باشد و از شما مى خواهم كه بين ديگران نمونه باشيد و هميشه گوش به فرمان ولايت فقيه و در خط ولايت فقيه و خط روحانيت مبارز كه همان راه ائمه اطهار و راه پيغمبر اسلام است باشيد و از شما طلب عفو بخشش مى كنم و شما اى خواهرانم شما بايد پيام رسان خون شهيدان باشيد و در اين كار حضرت زينب را نمونه خود قرار دهيد و مواظب اعمال خود باشيد از شما مى خواهم كه حجاب خود را حفظ كنيد كه دشمنان مى خواهند اسلام را از ما بگيرند و اسلام به اين حجاب شماست و از اينكه برادر خوبى برايتان نبودم و در طول زندگى شما را اذيت كردم طلب عفو مى كنم و از شما مى خواهم كه مرا ببخشيد..........................

 

 

 

توضیح تصویر : نفر دوم از سمت راست شهید حسن حسنان و نفر سوم شهید مهدی اشرف

بخشهایی از وصیتنامه شهید مهدی اشرف :

..............................  و اما اينك كه نداى هل من ناصر ينصرونى حسين از زبان پير جماران به گوش ما مى رسد چگونه مى توانستم با واجب بودن شركت در جبهه ها در اين جهاد شركت ننمايم و به مبارزه بر عليه دشمنان به پا نخيزم و وظيفه جوانان و مسلمانان نيز اين است كه به نداى حسين گونه امام خمينى لبيك گويند و ازدين خدا دفاع كنند   .............  و اما چند كلمه اى با پدر و مادر عزيزم :

من بنا به فرمان خداوند و براى رضاى او و نابودى كفار به جبهه هاى جنگ رفتم و تاشايد بتوانم ذره اى از دين خود را به اسلام و مسلمين اداء نمايم و هيچ فردى در آمدن به جبهه هاى جنگ مسئول نيست و نبوده چون خودم با چشم باز اين راه را انتخاب كرده و براى مبارزه و دفاع از اسلام و كيان مسلمين به جبهه آمدم . پدرم : از شما طلب بخشش مى نماييم كه بدون اجازه شما و از روى كم لطفى با شما خداحافظى نكردم و با ز هم معذرت مى خواهم . نمى دانم چه بگويم و باز هم معذرت مى خواهم زبانم قادر به گفتن نيست و قلمم از نوشتن زحمات شما عاجز مى باشد من در طول زندگى ام فرزند خوبى براى شما نبودم و نتوانسته ام به شما كمكى كرده باشم تا به هدفتان برسيد و در زندگى خيلى شمارا آزرده خاطر كردم و نمى  توانم از شما پوزش بطلبم . ............................  و در آخر باز هم از شما مى خواهم كه مرا عفو كنيد و عذرم را بپذيريد انشاالله خداوند به شما اجر و پاداشى عظيم عنايت بفرمايد .

و اما تو اى مادرم :

نمى دانم با كدامين قلم و كدامين كلام از زحمات طاقت فرسايى كه برايم كشيده ايد تشكر نمايم وميدانم زبانم ناچيز است ونمى تواند خدمتهاى شما را به بنده حقير شكر نمايد و فقط مى توانم ازخدا بخواهم كه اجر وپاداشى عظيم وفراوان به شما عنايت فرمايد مادرم مى دانم ومطمئنم كه در آن كانون گرم باصفايى كه بودم نتوانستم انطور كه شايسته فرزندى است وظيفه ام رانسبت به شما اداء نمايم . مادرم هنوز آن صداهاى دلنشين تو كه شبها برايم قصه هاى قرآن واحكام خدا رامى گفتى از گوشم بيرون نرفته اميدوارم كه مرا عفو نماييد شما وظيفه رانسبت به من وتربيت من به حد اعلا ء انجام داده ايد وشما درس مقاومت وايثار رابه من داده ايد ومن هم با داشتن چنين مادرى مهربان افتخار ميكنم وشما بوديد كه كلام حسين بن على (ع) آن سرور آزادگان را در گوشم زمزمه كرديد كه :  مرگ با عزت اگر خونين بود بهتر از زندگى ننگين بود ....................

واما برادرانم :از شما نيز طلب مغفرت مى كنم واز شما نيز ميخواهم كه صبور ومقاوم باشيد بعد از من در مساجد ومحافل ودر صحنه هاى اجتماعى طورى ظاهر شويد كه باعث تقويت روحيه امت خزب الله ونااميدى مخالفين شويد ومى بخشيد كه نتوانستم حق برادرى رانسبت به شما اداء نمايم واى برادر بزرگم از شما خواهش دارم كه بعداز من مراقب پدر ومادر وخواهرانم باش ونگذار روزگار به آنها سخت بگذرد وتا آنجا كه مى توانى آرامش را براى آنها تامين كنى .

خواهرانم در زندگى خود حضرت فاطمه (س) رانمونه والگو زندگى خود قرار دهيد واز اخلاق ورفتار اودرس بگيريد و چون زينب حجاب راحفظ كنيد وفرزندانتان رابه راه اسلام وقران وبه نفع جامعه اسلامى تربيت كنيد وهمواره درسنگرهاى مسجد ونمازهاى جمعه وجماعات شركت كنيد .............  

از تمام رزمندگان وامت حزب الله وعاشقان كربلاى حسين تقاضا دارم كه اگر روزى بعد از شهادت من راه كربلاى حسين باز شد وقبر حسين را زيارت كرديد بگوييد حسين جان بسيار عزيزانى بودند كه آرزوى زيارت قبر تورا داشتند ولى موفق نشدند . در پايان به تمامى دوستان وآشنايان وهم محليها وكسانى راكه مرا مى شناسند سلام عرض ميكنم وازشما ميخواهم كه اگر بدى ويااگر كينه اى دردل دارند قسمشان ميدهم بخون بناحق ريخته ابا عبدالله الحسين (ع) مراحلال كنند ومرا ببخشند واگر كسى از من طلبكار است به خانواده ام مراجعه كنند ومقدار طلبشان را دريافت دارند ...........................................   25/9/64  مهدى اشرف

شرمنده شهدا – اسمعیل ادهم

ادامه دارد...

ارسال نظر

لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با مرات نیوز، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید

1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.

3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

Image CAPTCHA
لطفا اعداد موجود در عکس را در این کادر وارد نمایید.